X
تبلیغات
آموزش زبان انگلیسی دوره متوسطه اول

آموزش زبان انگلیسی دوره متوسطه اول

آموزش زبان انگلیسی برای دانش آموزان دوره متوسطه اول، نمونه سوالات، نکات دستوری و ....

حرف می‌زنم پس می‌اندیشم.

Language is the mirror of the mind. (Noam Chomsky)

(زبان آیینه تفکر است.» (نوآم چامسکی»

چند نفر از بچه ها پای تخته آمده‌اند یعنی قرار است معلم، ‌‌درس بپرسد.

معلم: نیازی به کتاب نیست. یکی از دانش‌آموزان که با خودش کتاب آورده است آن را روی میز معلم می‌گذارد اما با اندکی خشونت که اندکی شبیه انداختن می‌شود.

یک دانش‌آموز: «بی‌ادب»! کتاب را نباید پرت کنی! (یعنی این عمل بی‌احترامی به معلم است.)

معلم: فکر نمی‌کنی سخن تو هم نوعی بی‌ادبی است که به دوستت «بی‌ادب» می گویی.

دانش‌آموز: آقا پس چگونه باید بگویم؟

معلم: می‌توانستی از لحن مناسبتری استفاده کنی.

دانش آموز: مثلا چطور؟

معلم: می توانستی بگویی آقای .... بهتر نبود کتاب را اندکی محترمانه تر روی میز می گذاشتی؟ یا آقای ... آیا شایسته بود کتاب را آنگونه روی میز بیندازی؟ یا آقای ..... سزاوار است کتاب را آنگونه روی میز بیندازی؟

بیان من در دو جمله آخر البته به شکل طنز بود و عمدا به لحن فاخر و شاید هم مطنطن (Euphuism) نزدیک شده است. اما فارغ از این قضایا به نظر می‌رسد آن زبان و لحن زیبا و مهربانانه که حداقل در یک محیط علمی و دوستانه مورد انتظار است بعضی وقتها به فراموشی سپرده می‌شود. بچه‌های ما اندک اندک خوب حرف زدن را دارند فراموش می‌کنند. خوب سخن گفتن به معنای فاخر و مطنطن سخن گفتن مانند دکتر «کزازی» نیست. (البته آن هم در جای خود لازم است تا اصالت زبان را فراموش نکنیم.) بلکه دور شدن از زبان «لمپنی» است. زبان «لمپنی» شاید در بعضی طبقات و در بعضی محیط‌ها کاربرد خاص خود را داشته باشد اما دانش‌آموزان و معلمان ما باید سعی کنند پاک، زیبا و رسا و لطیف حرف بزنند. متاسفانه ما نه تنها در محیطهای دانش‌آموزی بلکه در بعضی موارد در گفتگوهای بزرگسالان هم اسیر مکالمات بعضی سریالها و سی دی هایی می شویم که از زبان مناسب استفاده نمی‌کنند. فرزندان ما گاهی ناخواسته و ناآگاهانه تقلید می کنند و و گاهی حتی معنای چیزی را که به زبان می آورند را نمی دانند. پشت بعضی از واژگان که به تقلید از بعضی از برنامه ها که بچه‌ها بی محابا تماشا می‌کنند معانی سخیف و زشتی نهفته است که هم مسئولان فرهنگی و هم پدر و مادرها از آنها غافل هستند. آرام آرام این گونه سخن گفتن تبدیل به یک عادت می‌شود که تغییرش در سالهای بعد تقریبا غیرممکن خواهد شد.

شخصا فکر می‌کنم زبان برنامه‌های امثال آقای «بابک نهرین» معروف به «صمد ممد» صرفنظر از ایجاد فضای کوتاه مدت مفرح و شادی آفرین، بسیار آسیب زاست. متاسفانه در این برنامه‌ها قبح بسیاری از کلمات سطح پایین که بار معنایی زشت و گاها سخیفی دارند شکسته می شوند و اینگونه واژگان کم کم وارد گنجینه لغات مردم آذربایجان مخصوصا نوجوانان می‌شوند و تبدبل به عادتهای زبانی نامطلوب می‌گردند. بگذریم از اینکه این گونه برنامه‌ها سطح سواد بصری را هم بسیار تقلیل می‌دهند. با عادت کردن به دیدن اینگونه برنامه‌ها، شخص ممکن است تحمل دیدن یک فیلم جدی تفکربرانگیز را از دست بدهد. فراموش نکنیم یک فیلم خوب مانند یک کتاب خوب است. فرد نباید عادت کند همیشه، کتاب جوک بخواند. کتاب جوک و طنز برای ایجاد فضای شاد و مفرح، ممکن است برخی موارد مفید و حتی ضروری باشد اما نباید کل سبد مطالعه ما را پر کند. پر واضح است لمپنیسم زبانی ما را به ورطه لمپنیسم شخصیتی سوق خواهد داد. 

ای برادر تو همه اندیشه ای                  مابقی خود استخوان و ریشه ای        (مولانا)

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 9  توسط اسماعیل سلیمی  | 

یک عکس یک خاطره

توپ ضدهوایی (23 میلیمتری) ما در ده بیست متری 3 راه ماه شهر، آبادان و اهواز مستقر بود.  مسئولیت ما پدافند هوایی بنه (انبار) موشکهای کاتیوشا بود.من سرباز درجه دار بودم و مسئول توپ. تعداد سربازان هر توپ بنا به شرایط، متغیر بود ولی معمولا سر هر توپ ضدهوایی بین پنج تا هفت سرباز وجود داشت. آن روز هم فکر کنم هفت نفری بودیم. نزدیکی های غروب یک روز زمستانی بود. یک نفرمان پشت توپ نشسته بود و بقیه بیرون سنگر استراحت، نشسته بودیم. بیکار بودیم، برای اینکه کاری کرده باشیم به بچه ها پیشنهاد دادم بیایید دور و اطراف سنگر را نظافت کنیم. قرار شد هر آت و اشغالی را که جمع کردیم پشت خاکریزی که پنج شش متری با سنگرمان فاصله داشت جمع کنیم و آتش بزنیم. کپه ای نه چندان کوچک از مقوا و تخته و کاغذ و قوطی کنسرو  و...  فراهم آمد. آتشی ساخته شد و همه مان دورش جمع شدیم. شعله ها را تماشا می کردیم و لذت می بردیم.  وقتی شعله ها کم می شدند هر کس چیزی پیدا می کرد و روی آتش می انداخت تا همچنان آتش، روشن بماند. بعد از حدود ده دقیقه، آتش ما دیگر شعله نداشت و دود می کرد. به بچه ها گفتم برگردیم سنگر. تازه از خاکریز پایین آمده بودیم که صدای انفجار وحشتناکی برخاست و پژواک برخورد ترکشها به دیوار سنگر که از تخته های موشکهای کاتیوشا ساخته شده بود. لحظه ای بعد جسمی سوت کشان درست در نیم متری من به زمین خورد. همه اینها در چنان فاصله کوتاه زمانی اتفاق افتاد که ما حتی فرصت پناه گرفتن هم نداشتیم. همه یک آن، هاج و واج به همدیگر نگاه کردیم. چه اتفافی افتاده بود؟ فکر کردیم گلوله خمپاره یا توپ عراقی ها به سنگر ما خورده است. اما جسمی که به زمین فرو رفته بود، همه چیز را مشخص کرد. پره موشک آر پی جی با دسته تقریبا نیم متریش هنوز داغ  داغ بود. تا آن موقع نمی دانستم عملکرد آر پی جی آن گونه است. سرباز «اسماعیلی» خواست آن را از خاک بیرون بکشد، دستش سوخت و فریاد کشید. متوجه شدیم  ما آتش را جایی روشن کرده بودیم که زیر خاکش یک موشک آر پی جی پنهان بوده است. اگر فقط چند ثانیه دیگر هم آنجا مانده بودیم، همه مان تکه تکه می شدیم. هنوز هم هر وقت به این واقعه فکر می کنم، یادم می آید که چقدر مرگ نزدیک است و اینکه زنده هستیم چقدر تصادفی است.


 این همان سنگر استراحت ما در سه راه ماهشهر است. آخرین نفر سمت راست، سرباز اسماعیلی است. نشسته من هستم. دو نفر دیگر نامهایشان را فراموش کرده ام. اسماعیلی را هیچ وقت فراموش نمی کنم. اهل روستای کندوان بود. همان روستایی که خانه ها را در دل کوه کنده و ساخته اند. اولین بار با او در عملیات والفجر 8 در توپ شش کنار پل چئوبده (روی رودخانه بهمن شیر)آشنا شدم. هنوز اثر خون شهید استوار سعیدی اهل مشهد روی گونی های اطراف توپ باقی بود. تنها من و او مانده بودیم و چند شبی را مجبور شدیم در کنار راکت عمل نکرده  هواپیمای عراقی که نیم متری از آن  داخل سنگر درست از سمت در ورودی به داخل زمین فرو رفته بود و یک متری از آن بیرون از زمین بود بخوابیم.  در سنگر را اگر کامل باز می کردیم به موشک عمل نکرده می خورد. باورش شاید برای نسل امروز سخت و غیر ممکن باشد اما ما هر روز و هر لحظه نگاهش می کردیم و با احتیاط از کنارش رد می شدیم. با آن لرزش زمین ناشی از صدای حرکت تانکها و نفربرها هر لحظه ممکن بود، راکت هواپیما منفجر شود و ما را با خود به آسمان ببرد اما ما دیگر با آن خو گرفته بودیم و ترسمان ریخته بود. چاره ای هم نداشتیم چون نمی توانستیم موضعمان یعنی توپ ضدهوایی را ترک کنیم.

خوب یادم هست اسماعیلی چند روز پشت سر هم هر روز یک جعبه خرما می خورد و می گفت هر وقت خرما می خورم هواپیما نمی آید! اما زمانی که ابرها کاسته شدند و هوا آفتابی شد، نظریه اسماعیلی نقض شد! میراژهای نقره ای رنگ که در آسمان آبی رنگ برق می زدند پیدایشان شد. یکی دوتا نبودند..... 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 21  توسط اسماعیل سلیمی  | 

پاورپوینت درس زبان انگلیسی پایه هفتم درس 6، دبیرستان شاهد اهل قلم ارومیه

اینها دو نمونه از پاورپوینتهای تهیه شده به وسیله دو نفر از دانش آموزان خوبم به نامهای آقایان «علی ارسلانی» و «میر حسین میر تیمور سیدی هستند. کلاس هفتم 4، دبیرستان شاهد اهل قلم ارومیه.

با کلیک روی تصویر به صفحه ای راهنمایی خواهید شد که می توانید هر دو پاورپوینت درس 6 را دانلود نمایید.



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392ساعت 18  توسط اسماعیل سلیمی  | 

نمونه سوال آزمون زبان انگلیسی پایه هفتم، درس 5

برای دانلود نمونه سوال زبان انگلیسی پایه هفتم (درس 5) روی تصویر کلیک گنید.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 15  توسط اسماعیل سلیمی  | 

پاورپوینت زبان انگلیسی پایه هفتم درس 5

پاورپوینت زبان انگلیسی پایه هفتم، درس 5، تهیه شده به وسیله دانش آموز خوبم آقای

 «میرحسین میر تیمور سیدی» دبیرستان شاهد اهل قلم ارومیه


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 9  توسط اسماعیل سلیمی  | 

تصاویری از یک کلاس

دوم بهمن 1392، مدرسه راهنمایی (به اصطلاح امروز دبیرستان مرحله اول)

1. ماجرای در

جلسه اول با سوم 4 درس دارم. این کلاس وضعیت علمی خوبی دارد. بیشتر دانش آموزان با استعداد و زرنگ هستند. چند نفری هم متوسط یا کمی پایین تر از متوسط هستند. قرار است امروز review 2 را تمام کنیم تا جلسه بعد درس 5 را شروع کنیم. وارد کلاس می شوم یکی از بچه ها می گوید آقا در را نمی بندید؟ بدون نگاه کردن به در دستم به طرف دستگیره می رود اما آن را پیدا نمی کنم. نگاه می کنم، می بینم دری وجود ندارد! موضوع چیست؟ در شکسته است. آقای خدادادی معاون فناوری بسیار زحمتکش و دلسوز و متخصص همه امور فنی در اتاقش مشغول تعمیر آن است. بنابراین کلاس امروز ما به تمام معنی open است! این قسمت درس چندین بخش دارد. بخش اول را خودم پاسخ می دهم و روی وایت برد می نویسم. برای بخشهای بعدی چند نفر از دانش آموزان هر کدام دو جمله می نویسند. برای بخش بعدی«بیرامی» را صدا می کنم تا بنویسد. به صورت تصادفی از هر نفر دو سوال می کنم و نمره می دهم، «بیرامی» هم پاسخها را می نویسد. در یکی از تمرینها اختلاف نظر ایجاد می شود. یکی از دانش آموزان: «آقا اینجا a restaurant بگوییم یا  the restaurant» ؟

در حالی که مشغول پرسیدن این سوال از بچه ها هستم: 

What's difference between a restaurant and the restaurant?  اشارات پانتومییم وار «مشکین» و «عزیزی» توجهم را جلب می کند. درست متوجه نمی شوم. فکر می کنم اشاره به این دارند که «حاجی زاده» به درس توجه نمی کند و مثلا موبایل به کلاس آورده است. به طرف «حاجی زاده» می روم. می بینم که او با دقت مشغول یادداشت تمرینات است و خطایی متوجهش نیست. با اشاره و بدون کلام می پرسم منظورتان چه بود؟ «مشکین» می گوید: آقا یعنی یک نفر داشت از سالن به کلاس ما نگاه می کرد. خوب بیشتر معلمان و معاونان و مدیر کنجکاوند تا بدانند که پشت در کلاس چه می گذرد. امروز که کلاس ما در ندارد، طبیعی است هر کس از سالن رد می شود نگاهی هم به کلاس ما بکند!

2. hotel, motel, otel

در متن درس کلمه hotel  وجود دارد که همه معنی آن را می دانند؟ یکی از بچه ها می پرسد: آقا motel به چه معنی است؟ توضیح می دهم که نوعی هتل بین راهی است که افراد با اتومبیل خود به آنجا می روند و اتومبیل خود را نزدیک اتاقشان پارک می کنند. «اشرفی» می پرسد: آقا پس otel  یعنی چه؟ ما به ترکیه رفته بودیم یک جا روی تابلوی هتل کلمه otel  نوشته بودند. چند نفری آرام اعتراضکی می کنند. تلویحا به پیش کشیدن سفر خارجی! قبل از پاسخ من یکی از بچه ها می گوید شاید h آن افتاده بوده است!

در اینجا بد ندیدم اندکی در باره زبان شناسی و فرایند ورود کلمات بیگانه به هر زبان صحبت کنم. کلماتی مانند «هتل» و «متل» که عینا از یک زبان دیگر وارد زبان ما شده اند را در علم زبان شناسی واژه های قرضی(borrowed words) می گویند. در بعضی موارد در این فرآیند ورود کلمه بیگانه به زبان مقصد، اندک تغییری هم می کند. مثل otel در ترکی استانبولی. این کلمه در فرآیند وارد شدن به زبان ترکی استانبولی اچ آن حذف شده است احتمالا به خاطر تلفظ آسانتر آن. 

فکر می کنم ما آذری  زبانها متخصص کج و کوله کردن واژه های قرضی هستیم. در دوران نوجوانی و جوانی محل زندگی ما نزدیک کارخانه قند ارومیه بود. خیلی می دیدم کارگران در باره بخش کاری خود در کارخانه قند صحبت می کردند. یکی از بخشها که نامش برایم جالب بود بخش «توپالاگوش» بود! کلمه ای که فکر می کردم انگلیسی یا روسی است. تاسیس کارخانه قند ارومیه به سال 1327 برمی گردد، یعنی در حدود 65 سال پیش و به دست مهندسان کشور چکسلواکی. چند سال پیش برای دیدن یکی از دوستانم که مهندس کارخانه قند ارومیه بود به آنجا رفته بودم، فرصتی پیش آمد تا دوست من تمام قسمتهای کارخانه را برای من نشان دهد. جای بسیار دیدنی و تماشایی ای است. با صداهایی از جنس بخار و توربین ها آمیخته با بوی شیرین شیره چغندر قند. آخرین قسمتی را که به من نشان داد بخشی بود که تفاله چغندر قند را خشک می کردند و برای تغذیه گاوها به دامداریها می فروختند. آنجا تابلوی رنگ و رو رفته ای را دیدم که روی آن نوشته شده بود «تفاله خشک کن» همانجا دوست مهندسم گفت: چون در 60 سال پیش تقریبا تمامی کارگران بیسواد بودند و زبان فارسی را خوب متوجه نمی شدند و نمی توانستند این عبارت را درست تلفظ کنند از آن زمان این بخش در میان کارگران به بخش «توپالاگوش» معروف شده است!

3. نمره ترم اول

این دومین جلسه بعد از اتمام امتحانات ترم اول بود. جلسه قبلی اوراق تصحیح شده را به دانش آموزان داده بودم و نمرات مستمر و کارنامه را هم برایشان گفته بودم. سه چهار نفری که جلسه گذشته غایب بودند نمرات خود را از طریق دوستانشان فهمیده بودند. «دین پرستی» و «امید حقی» هر دو از غایبان جلسه گذشته بودند. «دین پرستی» چندین بار اجازه گرفت تا حرف بزند. هر بار من فکر می کردم که سوال درسی دارد ولی هر بار با اصرار می گفت که یک نمره به نمره او اضافه کنم. همینطور «امید حقی» که دو یا سه بار این کار را انجام داد. البته این دو نفر از دانش آموزان خوب و زرنگ هستند ولی متاسفانه در امتحان کتبی ترم اول به خاطر با عجله نوشتن، چند سوال را اشتباه پاسخ داده اند و هر دو نمره شان 18 شده است. نمره مستمرشان با اندکی تسامح 20 شده است و طبیعتا نمره کارنامه هم 19 خواهد بود. اما آنها اصرار داشتند که نمره شان 20 شود. من اصول خودم را توضیح دادم بر این مبنا که اگر کسی در آزمون کتبی حداقل 19 گرفته است، نمره مستمرش را با ارفاق 20 داده ام که میانگین می شود 19/5 . رایانه مدرسه هم این عدد را خودش گرد می کند و می شود 20.  اما برای کسی که 18 گرفته است نمی توانم 20 بدهم، هرچند اگر نمره مستمرش 20 باشد. متوجه شدم توضیح من رضایت کسانی که 20 یا 19 گرفته بودند را جلب کرد. یعنی دور از عدالت می دیدند  که 18 را با 20 واقعی یکسان در نظر بگیرم. اما ماجرا تا پایان ساعت درسی و در طول راهرو مدرسه تا ورود من به اتاق معلمان در زنگ تفریح هم ادامه داشت. 

4. بشتابید «دعوا»

روز چهارشنبه زنگ مدرسه زودتر می خورد. تفریبا ساعت 12 و آخرین روز درسی هفته هم هست. تک زنگ آخر را باز هم در کلاس سوم 4 درس داشتم. کلاس سوم 4 در آخرین طبقه  واقع است. (طبقه سوم) بنابراین کمی دور از دسترس ناظمان مدرسه است و همین مسئله ممکن است فرصتهایی برای بازیگوشی بچه ها فراهم کند. وارد کلاس (هنوز هم بدون در) که شدم دیدم که دو تا از بچه ها سخت در حال کتک کاری هستند. انتظار این را دیگر نداشتم. دعوای دو نفر فرصتی فراهم می کند تا تماشاگران یک مسابقه زنده مهیج را رایگان ببینند. در کوچه و خیابان هم همینطور است. تا دعوا یا تصادفی شود همه جمع می شوند برای تماشا. خود این مسئله چه بسا طرفین دعوا را بیشتر تهییج می کند تا مبادا تماشاگران فکر کنند آنها در مقابل حریف کم آورده اند. به زحمت و با کمک دیگر بچه ها توانستم دو نفر را که مثل کشتیگیران با هم سرشاخ شده بودند را از همدیگر جدا کنم و حتی در همین حین هم ضرباتی به همدیگر حواله کردند. در این جور مواقع هم معلم و هم معاون مدرسه نباید تساهل به خرج دهند چرا که درگیری فیزیکی در یک محیط علمی و فرهنگی از زشت ترین کارهاست. دست دانش آموز .... را که فکر می کردم شروع کننده درگیری است را گرفتم و به طبقه پایین، پیش آقای ترابی (معاون مدرسه) رفتیم. مچ دستش گرفته بودم  ستبر و محکم بود، از مچ دست من بزرگتر و قوی تر. فکر کردم همین مسئله به او قدرت می دهد زود با دیگری دعوا کند. اما همین احساس داشتن تفوق فیزیکی ممکن است در آینده کار دستش دهد و او را دچار مشکل کند. پس باید یاد بگیرد هر کسی زور بیشتری دارد حق ندارد دیگری را بیازارد. بعد از  برگشت به کلاس، طرف دیگر دعوا را هم برای قضاوت منصفانه تر نزد ناظم  مدرسه فرستادم و گفتم این جلسه اجازه نشستن در کلاس را ندارند. در مدارس پسرانه بعضی اوقات این نوع مشکلات پیش می آید و اصولا بهتر است ما معلمان قبل از دانش آموزان در کلاس باشیم. چند سال قبل در همین مدرسه این طرح را عمل کردیم اما بعد از مدتی فراموش شد. دلیل اصلی هم کوتاه بودن فرصت زنگ تفریح است. 10 یا 15 دقیقه.  تا معلم به اتاق معلمان برسد و جرعه ای چای بنوشد فرصت تمام می شود. تازه گپ و گفت های کوتاه معلمان با هم در زمینه های مختلف در این زمان کوتاه را هم باید در نظر گرفت.

این بود قسمتی از روز کاری یک معلم در یک مدرسه راهنمایی در سال 1392 هجری شمسی برابر با ژانویه 2014 میلادی. خیلی کنجکاو هستم تا بدانم روز کاری یک معلم (مکتبدار) در 200 سال پیش چگونه بوده است؟ کسی چه می داند شاید 200 سال بعد کسی من باب کنجکاوی دنبال روز کاری یک معلم در زمان گذشته بگردد.

 در اینجا می توانید این مطلب را کپی کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 12  توسط اسماعیل سلیمی  | 

نمونه سوال زبان انگلیسی پایه هفتم، ترم اول، دبیرستان شاهد اهل قلم ارومیه

روی تصویر کلیک کنید تا به لینک دانلود راهنمایی شوید.


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1392ساعت 18  توسط اسماعیل سلیمی  | 

پاورپوینت زبان انگلیسی پایه سوم راهنمایی، درس های سوم و چهارم (شاهد اهل قلم ارومیه)

برای دانلود، روی تصویر کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت 21  توسط اسماعیل سلیمی  | 

نمونه سوال زبان انگلیسی پایه هفتم، درس 2، دبیرستان شاهد اهل قلم ارومیه

نمونه سوال زبان انگلیسی پایه هفتم، درس 2، دبیرستان شاهد اهل قلم ارومیه, تهیه شده به وسیله دوست و همکار بسیار خوبم جناب آقای حسن اشرفی 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1392ساعت 16  توسط اسماعیل سلیمی  | 

نمونه سوال زبان انگلیسی پایه هفتم، درس 3، دبیرستان شاهد اهل قلم ارومیه

برای دانلود نمونه سوال ربان انگلیسی پایه هقتم (درس سوم) لطفا روی تصویر کلیک کنید.


+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1392ساعت 23  توسط اسماعیل سلیمی  | 

پاورپوینت درس دوم زبان انگلیسی سوم راهنمایی (اسماعیل سلیمی ساعتلو، دبیرستان شاهد اهل قلم ارومیه)

دوستان خوبم می توانند بعد از مطالعه بخش لغات و مطالب گرامری درس به بخش آزمون پاورپوینت بروند و به نوعی آموخته های خود را محک بزنند. توجه کنید قبل از کلیک برای آوردن پاسخ، ابتدا خودتان پاسخ را حدس بزنید.

همکاران عزیز هم می توانند در کلاسهای مجهز به پروژوکتور از این پاورپوینت استفاده کنند.

برای استفاده، فایل را از حالت زیپ خارج سازید. بهتر است از پاورپوینت 2010 استفاده کنید.

موفق باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 10  توسط اسماعیل سلیمی  | 

نقدی بر کتاب زبان انگلیسی جدید پایه هفتم

واقعا نمی توان در باره یک کتاب درسی نظر درستی داد مگر اینکه شخص آن را در عمل تدریس کند و با بازخوردهای یادگیرندگان مواجه شود. تا کنون دو درس از این کتاب را تدریس کرده ام. هر چند با دو درس نمی توان کاملا به جنبه های مثبت و منفی کتاب پی برد اما بسیاری از موارد وجود دارند که در همین فرصت کوتاه دارند خودشان را نشان می دهند.

1. تدریس نوشتن حروف الفبای زبان انگلیسی در 8 درس

در واقع کتاب می خواهد در هر درس 3 حرف را یاد بدهد، تا در پایان کتاب تمام حروف فرا گرفته شوند. حداقل بیشتر همکارانی که من می شناسم از این روش عدول کرده و از همان ابتدا حروف را آموزش می دهند. خود من این کار را نکردم با این فکر که شاید روش نویسندگان کتاب مفیدتر باشد. اما در عمل با این مسئله روبرو می شوم که دانش آموزی که بتواند مکالماتی از قبیل را یاد بگیرد و استفاده کند:

Who is that boy?

Who is that woman?

Nice to meet you?

He is my classmate.

چگونه تا پایان کتاب منتظر حروف دیگر بماند؟ در کتابهای خارجی موجود در بازار هم که از نظر علمی پشتوانه خیلی خوبی دارند هم من ندیده ام که کتاب با این مکالمات (منظورم بخش practice 1& 2) سنگین شروع شود، در حالی که حروف الفبا آموزش داده نشده است. نویسندگان کتاب در این مورد نظرشان بر این است که دانش آموز ابتدا باید مهارت شفاهی پیدا کند و آرام آرام به بخش خواندن و نوشتن (literacy)  برود. اما به نظر می رسد منتظر ماندن دانش آموز برای حرفی مانند (c) تا درس 8 تا حدی  ساختگی و مصنوعی به نظر می رسد. یعنی دانش آموزی که می تواند آدرس خانه و ایمیل و شماره تلفن خود را بگوید هنوز حرف (c)  را بلد نیست!

به نظر می رسد مولفان محترم کتاب برای طرح مکالمات روزمره بیش از حد شتاب داشته اند. اگر در قدمهای اول قبل از جملات، اندکی روی واژگان تامل می شد، کار بهتر پیش می رفت. بعد از ساخته شدن دایره واژگانی در حدود 50 کلمه، دانش آموزان می توانستند از همان کلمات به عنوان پیش نیاز و مواد اولیه برای ساختن مکالمات کاربردی استفاده کنند. یعنی خیلی بهتر می شد مولفان محترم  کتاب که زحمات زیادی هم کشیده اند، چند درس اول را کمتر انتزاعی می کردند و اساس را در اوایل کار بر مبنای کلمات ملموس قیزیکال می گذاشتند.

2. clt  بر مبنای زبان فارسی!

در روش clt  اساس کار بر این است که معلم سعی کند یک محیط انگلیسی زبان فراهم آورد و از زبان فارسی یا محلی استفاده نکند یا به عنوان آخرین راه حل به آن متوسل شود. خود همین گفتار معلم به زبان انگلیسی باعث یادگیری می شود حتی یادگیری بسیاری از مواردی که در کتاب وجود ندارد، اما متاسفانه کتاب بر این مبنا پایه گذاری شده است که معلم مجبور شود از زبان فارسی استفاده کند. حتی جای جای کتاب راهنما گفته شده است که این یا آن قسمت را فارسی بگویید. اگر کتاب برای این پایه کمی ساده تر و جمع و جورتر نوشته می شد معلم حداقل استفاده را از زبان فارسی می کرد و ذهن دانش آموز هم برای سالهای بعد آماده می شد.

3. آیا کتاب زبان انگلیسی پایه هفتم دانش آموز را در ابتدای ورود فاقد هر گونه دانش زبانی میداند؟

در این مورد هم تکلیف مشخص نیست. اگر کتاب، واقعا دانش آموز را در بدو ورود فاقد هر گونه دانش زبانی می داند، یاد گرفتن بعضی از جملات در این سطح، واقعا مشکل است. اگر هم فرض را بر این بگیریم که دانش آموزان کم وبیش اطلاعات زبانی دارند چگونه او را منتظر نگه می داریم تا در دروس پایانی بعضی از حروف ساده را فرا بگیرد؟

4. دانش آموزان مناطق محروم و روستایی

در کشوری مثل کشور ما تالیف کتاب زبان انگلیسی با تالیف کتابهایی از قبیل علوم ریاضی و تاریخ بسیار متفاوت است و در حقیقت باید اذعان داشت که بسیار سخت است. چرا؟

 امروزه در میان اقشار مرفه و متوسط و حتی فقیر رفتن به آموزشگاههای زبان نه یک ضرورت بلکه تبدیل به یک پرستیژ اجتماعی شده است. کودکانی وجود دارند که از سه چهار سالگی مشق زبان انگلیسی می کنند. در مقابل کودکانی در روستاها یا مناطق محروم و دوردست وجود دارند که حروف زبان انگلیسی برایشان هیچ تفاوتی با حروف خط میخی ندارد! خوب معلوم است کتاب اگر اندکی ساده نوشته شود ممکن که نه حتما برای دانش آموز شهری کلاس رفته خسته کننده و پیش پا افتاده خواهد بود. در مقابل اگر اندکی، مطالب کتاب، پرملات باشد دانش آموزان کلاس نرفته روستایی، گیج و مبهوت خواهند شد. جمع این دو سخت است و حتی برای معلمان هم مشکل ساز است. از 34 نفر هفت یا هشت نفری کلاس نرفته اند. اگر هنر معلمی نباشد جمع اضداد مشکل ساز خواهد شد. (در این مورد معلم، حساس حقارتی که به بعضی از دانش آموزان دست می دهد را به هیچ وجه نباید نادیده بگیرد.)

شخصا فکر می کنم شاید بهتر باشد کتابی یا کتابهایی ساده و زیبا و مفرح برای مقطع ابتدایی مناطق روستایی جهت آشنایی مقدماتی دانش آموزان این نوع مناطق نگاشته شود یا از همین کتابهای موجود در بازار استفاده شود، اگر چه برای دیگر دانش آموزان هم ورود به عرصه زبان آموزی در سن 12 یا 13 سالگی بسیار دیر است. حتی می توان گفت تغییر لهجه از این سن به بعد تقریبا ناممکن است.

به هر حال این کتاب نمی توانسته است به هر دو گروه توجه کند اما میلش به گروه دوم بیشتر است. معلمی که در روستا تدریس می کند باید اندکی فداکاری کند تا شاید بتواند این گپ را پر کند.

5.  فقط دیکته نانوشته غلط ندارد.

هر کتابی که نوشته شود مخصوصا کتابی که برای هزاران و میلیونها نفر نوشته می شود در ابتدا نمی تواند کامل و عاری از هر گونه خطایی باشد. در محک تجربه و تدریس و آزمایش است که اشکالات و مشکلات خود را نشان می دهند. همین کتابهای آموزش زبان که با برندهای مختلف در بازار وجود دارند در طول سالها و سالها ویرایش شده و کامل گردیده اند و حتی هم اکنون هم هر از چند مدتی ویرایش می شوند. متاسفانه مسئولان کشور ما بسیار عجول هستند. اگر مسئولی درست یا غلط به تصمیمی برسد هر چه زودتر می خواهد تصمیم خود را عملی سازد و چه بسا خسارتهای عظیم فکری و مادی را بر کشور وارد می سازد. اگر این کتاب یا تمام کتابهای جدید التالیف به صورت آزمایشی در 50 یا 60 مدرسه با شرایط گوناگون علمی و فرهنگی و اقتصادی تدریس می شدند و پس از یک سال، معلمان تجربیات عملی خود را در اختیار مولفان کتاب قرار می دادند و آنها با این نظرات کتاب را چکش کاری می کردند مطمئنا کتاب کم عیب و نقصی تحویل معلمان و دانش آموزان میشد.

دریغا که این نوع فکرها عملی نشدند و معلمان در شهریور ماه کتاب جدید را مشاهده کردند و دانش آموزان هم بعد از نیمه مهر. با این عجله معلوم نیست ما از کجا سر در خواهیم آورد. اما به هر حال تصمیمی است که گرفته شده است و کاریست که شده است و به نظر می رسد راه برگشتی وجود ندارد.

عیبش اگر گفتی هنرش نیز بگوی

مزیتهای کتاب:

1. این کتاب فراگیر را در موقعیت نسبتا واقعی زبانی قرار می دهد. دانش آموز در پایان این کتاب باید بتواند نام، مشخصات، آدرس، شماره تلفن، غذای مورد علاقه و ... خود را به زبان انگلیسی بگوید.

2. مهارت گوش دادن در کتابهای قبلی ضعیف بود. در این کتاب به این مهارت توجه خوبی شده است.

3. کتاب داری کتاب کار خوبی است که به نحوی دانش آموز را بی نیاز از داشتن دفتر و کتاب آموزشی دیگر می کند.

 برای مشاهده متن قابل کپی کردن به اینجا بروید.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 22  توسط اسماعیل سلیمی  | 

پاورپوینت زبان انگلیسی پایه سوم راهنمایی، درس یک (شاهد اهل قلم ارومیه)

برای دریافت پاورپوینت درس یک زبان انگلیسی سوم راهنمایی روی تصویر کلیک کنید. حجم در حدود 9 مگ.

اگر دانلودش مشکل داشت در نظرها بنویسد. لطفا.


 این هم یک پاورپوینت از کتاب فارسی هفتم درس 4 است که آموزنده و مفید است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1392ساعت 11  توسط اسماعیل سلیمی  | 

تجربه من از دوره ضمن خدمت کتاب زبان انگلیسی جدید پایه هفتم

     در کلاسی که برای کتاب جدید زبان انگلیسی پایه هفتم یا اول متوسطه دوره اول (نام این دوره هم واقعا مشکل ساز شده است.) شرکت کردم. قبلا در باره روش تدریس clt کم و بیش مطالبی می­دانستم اما حضور در کلاس و آشنایی با همکاران و نظرات آنان چیز دیگری است که همه را نمی توان در کتابها یافت. حتی چندین نفر از همکاران بازنشسته هم آمده بودند و این برای من سعادتی بود که بعد از چندین سال، دوباره آنها را را می­دیدم. در این پست به چند نکته از تجربیاتی که در این کلاس اندوختم اشاره خواهم کرد. مطالعه این بخش شاید بتواند برای اولیای دانش آموزان هم مفید باشد.

 Communicative language teaching (CLT) به معنای تدریس زبان مبتنی بر رویکرد ارتباطی است. خوب چه فرقی با روشهای دیگر دارد؟ وجه تمایز اساسی این روش (رویکرد ارتباطی) تاکید بر دنیای واقعی و درگیر نشدن با نکات گرامری گیج کننده است. بر خلاف روش ترجمه یا گرامر در این روش، معلم سعی می کند محیطی را فراهم آورد که بچه ها احساس کنند در یک محیط انگلیسی زبان قرار دارند و می خواهند با این زبان با دیگران ارتباط برقرار کنند. حداقل در این سطح اصلا نمی خواهیم وارد مطالب دستوری از قبیل زمان و فعل و ضمیر .... بشویم. مثل بچه سه چهار ساله ای که به زبان محلی خود صحبت می کند ولی مطلقا از گرامر یا نوشتن زبان خود آگاهی ندارد. گام به گام که داریم دانش آموز را در فضای انگلیسی زبان قرار می دهیم در هر درس 3 یا 4 حرف را هم یاد می دهیم. بر خلاف روش ترجمه، که از همان روز اول تمام حروف را یاد می داد. (هم خواندن و هم نوشتن) در این روش مثل کتابهای فارسی اول ابتدایی خودمان عمل می کنیم. یعنی در هر درس یک یا چند حرف را یاد می دهیم. اساس این روش باز هم بر خلاف روش ترجمه، از کل به جز است. یعنی بچه اول کلمه را می شنود، تکرار می کند، می خواند و در پایان مینویسد. (تاکید بر نوشتن نیست.) پس در همان اول کار دانش آموز را نباید درگیر نوشتن و مباحث دستوری بکنیم. بگذاریم تقلید کند. تقلید در زبان اصلا بد نیست. اما بعد از مرحله تقلید سعی کنیم مطالب تقلیدی آموخته شده را به زندگی واقعی خودمان نزدیک کنیم. اول پرسیدن آدرس یا شماره تلفن به انگلیسی را تکرار و تقلید می کنیم اما بعد از این مرحله بچه ها از همدیگر آدرس و شماره تلفن همدیگر را می پرسند و همین طور اسم و حال و احول و رنگ و ساعت .....

  نقدها

    1. بسیاری از همکاران گفتند کتاب، چطور از بچه انتظار دارد که بدون دانستن حروف الفبا بتواند اسم خود و دوستانش را بنویسد؟ بسیاری گفتند که ما از همان روز اول حروف الفبا را یاد خواهیم داد و کاری به این حرفها نداریم. به عقیده من آنها از منظری شاید درست می گویند، از منظر روش گرامر- ترجمه. در روش گرامر- ترجمه ما باید سریعا وارد خواندن شویم. ماده اولیه خواندن، حروف هستند. پس اگر حروف نباشند ما کاری نمی توانیم بکنیم. اما این کتاب بر این اساس تالیف شده است که بچه ها ابتدا در یک محیط زبانی نسبتا واقعی قرار گیرند. تا می توانند گوش کنند، تقلید کنند و در پایان از تقلید بیرون بیایند و در آموخته­های خود را در زندگی واقعی خود به کار ببرند. به عقیده من آن نوشتنهای اسم خود و دیگران، فرع فضیه هستند. اصلا معلم خودش باید کمک کند تا دانش آموز نام خودش و دوستش را بنویسد. چه اشکالی دارد؟ باید  بگذاریم ابتدا دایره واژگان شفاهی دانش آموز شکل بگیرد. بگذاریم فقط تکرار کند، صحبت کند، تقلید کند و باید همیشه مواظب باشیم لذت ببرد. این لذت بردن به نظر من باید اساس کار باشد. هر کجا دیدیم بچه­ها بی­حوصله شده­اند باید بدانیم یک جای کار می­لنگد. به همین خاطر است که تدریس این کتاب برای بعضی­ها ممکن است سخت باشد. کسانی که تکلیفی می­دهند و مدتها روی صندلی می­نشینند و شاید به مدت بیشتر از یک ساعت، کلاس ساکت ساکت است. هر کس این کتاب را تدریس کند باید خیلی حوصله داشته باشد و در هر سنی که باشد باید بتواند بچگی کند. کلاسش پر از صدا باشد. پر از تصویر و تقلید و لذت و گفتگو. مدیر و معاون هم اگر دیدند همهمه کلاسی زیاد است باید اندکی صبور باشند. اما باز هم معلم باید هوشیار باشد که در همه حال کلید کنترل در دستش باشد.

     2. اشکال دیگری که بر کتاب از طرف همکاران گرفته شد و من هم با آن موافق هستم این بود که این کتاب، گویی برای کسانی نوشته شده است که مقدمات زبان انگلیسی را می­دانند. امروزه بچه­های شهری از سنین بسیار پایین به کلاسهای زبان می­روند و دانش زبانی خوبی هم کسب می­کنند. تدریس این کتاب برای این نوع دانش­آموزان باید آسان باشد. معلم اگر اندک راهنمایی بکند این نوع دانش آموزان مشکلی نخواهند داشت. اما در روستاها و مناطق محروم که شاید دانش زبانی بچه ها در حد صفر است، تدریس این کتاب، واقعا مشکل است. من فکر می­کنم نویسندگان کتاب خیلی سریع وارد مباحث جدی شده­اند. کاش سه یا چهار درس اول را صرف یادگیری واژگان آسان و مکالمه­های خیلی ساده و کوتاه می­کردند. یا اینکه قبلا کتابهای ساده­تری در مقطع ابتدایی لااقل در این نوع مناطق تدریس شده بود.

  3. این کتاب از نظر ظاهر نسبت که کتابهای گذشته، خیلی بهتر شده است اما باز هم از نظر جذابیت بصری مشکل دارد. صرفنظر از تصاویر پایانی کتاب، متن کتاب تصاویر زیادی ندارد و تصاویر موجود هم شفاف نیستند. انگار با یک دوربین با پیکسل خیلی پایین گرفته شده­اند. فونت کتاب مناسب است اما اندازه آن مخصوصا در مکالمه­ها به نظر کوچک می­رسد. خلاصه در مقایسه با کتابهای تجاری متنوع و بسیار زیبا و شکیل که در این باب در بازار وجود دارند، حرف زیادی برای گفتن ندارد.

   4. در پایان. اگر بتوان این کتاب را حداقل در مدارسی که امکانات دارند با نرم افزارهایی مانند پاورپوینت و برنامه های تحت فلش و ... غنی سازی کرد، اطمینان دارم می­توان نتیجه بهتری گرفت. این کمترین هم با استفاده از پاورپوینت نصف و نیمه ای که در فرصت محدود و با عجله ساخته بودم  در کلاس ضمن خدمت مورد اشاره، نیمچه تدریسی کردم و همکاران هم پسندیدند و تجربه بدی نبود. البته برای کتابهای قبلی هم با همین روش کار می کردم و نتیجه خوبی هم می گرفتم. ساختن این نوع برنامه ها که متناسب با وضعیت علمی و فرهنگی هر مدرسه باشد، کاری وقت­گیر و زمان­بر است اما کار معلم در کلاس بسیار آسان می­شود و جذابیت بصری کلاس چندین برابر می­شود. بچه ها خسته نمی­ شوند و تدریس توام با لذت می­شود. اما به هر حال در مناطقی که فاقد امکانات هستند معلمان باید خودشان ابتکار و خلاقیت به خرج دهند.

 برای مشاهده متن قابل کپی کردن به اینجا بروید.

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 13  توسط اسماعیل سلیمی  | 

کتاب راهنمای معلم زبان انگلیسی پایه هفتم (سال اول متوسطه دوره اول)

لطفا برای دانلود کتاب راهنمای معلم روی تصویر کلیک کنید. حجم فایل چندان زیاد نیست. (کمتر از 5/5 مگابایت) از آنجاییکه روش تدریس کاملا تغییر پیدا کرده است مطالعه این کتاب برای تدریس پایه اول واقعا ضروری است.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 21  توسط اسماعیل سلیمی  | 

روش تدریس ارتباطی (Clt)

Communicative Language Teaching: An Introduction And Sample Activities 

Ann Galloway, Center for Applied Linguistics

This digest will take a look at the communicative approach to the teaching of foreign languages. It is intended as an introduction to the communicative approach for teachers and teachers-in-training who want to provide opportunities in the classroom for their students to engage in real-life communication in the target language. Questions to be dealt with include what the communicative approach is, where it came from, and how teachers' and students' roles differ from the roles they play in other teaching approaches. Examples of exercises that can be used with a communicative approach are described, and sources of appropriate materials are provided.

 

?Where does communicative language teaching come from

Its origins are many, insofar as one teaching methodology tends to influence the next. The communicative approach could be said to be the product of educators and linguists who had grown dissatisfied with the audiolingual and grammar-translation methods of foreign language instruction. They felt that students were not learning enough realistic, whole language. They did not know how to communicate using appropriate social language, gestures, or expressions; in brief, they were at a loss to communicate in the culture of the language studied. Interest in and development of communicative-style teaching mushroomed in the 1970s; authentic language use and classroom exchanges where students engaged in real communication with one another became quite popular.

In the intervening years, the communicative approach has been adapted to the elementary, middle, secondary, and post-secondary levels, and the underlying philosophy has spawned different teaching methods known under a variety of names, including notional-functional, teaching for proficiency, proficiency-based instruction, and communicative language teaching.

 

?What is communicative language teaching

Communicative language teaching makes use of real-life situations that necessitate communication. The teacher sets up a situation that students are likely to encounter in real life. Unlike the audiolingual method of language teaching, which relies on repetition and drills, the communicative approach can leave students in suspense as to the outcome of a class exercise, which will vary according to their reactions and responses. The real-life simulations change from day to day. Students' motivation to learn comes from their desire to communicate in meaningful ways about meaningful topics.

Margie S. Berns, an expert in the field of communicative language teaching, writes in explaining Firth's view that "language is interaction; it is interpersonal activity and has a clear relationship with society. In this light, language study has to look at the use (function) of language in context, both its linguistic context (what is uttered before and after a given piece of discourse) and its social, or situational, context (who is speaking, what their social roles are, why they have come together to speak)" (Berns, 1984, p. 5).

 

?What are some examples of communicative exercises

In a communicative classroom for beginners, the teacher might begin by passing out cards, each with a different name printed on it. The teacher then proceeds to model an exchange of introductions in the target language: "Guten Tag. Wie heissen Sie?" Reply: "Ich heisse Wolfie," for example. Using a combination of the target language and gestures, the teacher conveys the task at hand, and gets the students to introduce themselves and ask their classmates for information. They are responding in German to a question in German. They do not know the answers beforehand, as they are each holding cards with their new identities written on them; hence, there is an authentic exchange of information.

Later during the class, as a reinforcement listening exercise, the students might hear a recorded exchange between two German freshmen meeting each other for the first time at the Gymnasium doors. Then the teacher might explain, in English, the differences among German greetings in various social situations. Finally, the teacher will explain some of the grammar points and structures used.

The following exercise is taken from a 1987 workshop on communicative foreign language teaching, given for Delaware language teachers by Karen Willetts and Lynn Thompson of the Center for Applied Linguistics. The exercise, called "Eavesdropping," is aimed at advanced students.

Instructions to students: Listen to a conversation somewhere in a public place and be prepared to answer, in the target language, some general questions about what was said.

?Who was talking?About how old were they

  1. Where were they when you eavesdropped?
  2. What were they talking aboutWhat did the say?
  3. Did they become aware that you were listening to them?

The exercise puts students in a real-world listening situation where they must report information overheard. Most likely they have an opinion of the topic, and a class discussion could follow, in the target language, about their experiences and viewpoints.

Communicative exercises such as this motivate the students by treating topics of their choice, at an appropriately challenging level.

Another exercise taken from the same source is for beginning students of Spanish. In "Listening for the Gist," students are placed in an everyday situation where they must listen to an authentic text.

Objective: Students listen to a passage to get general understanding of the topic or message.

Directions: Have students listen to the following announcement to decide what the speaker is promoting.

Passage: Situacion ideal . . . Servicio de transporte al Aeropuerto Internacional . . . Cuarenta y dos habitaciones de lujo, con aire acondicionado . . . Elegante restaurante . . . de fama internacional.

(The announcement can be read by the teacher or played on tape.) Then ask students to circle the letter of the most appropriate answer on their copy, which consists of the following multiple-choice options:

    a. a taxi service     b. a hotel     c. an airport     d. a restaurant

(Source: Adapted from Ontario Assessment Instrument Pool, 1980, Item No. 13019)

Gunter Gerngross, an English teacher in Austria, gives an example of how he makes his lessons more communicative. He cites a widely used textbook that shows English children having a pet show. "Even when learners act out this scene creatively and enthusiastically, they do not reach the depth of involvement that is almost tangible when they act out a short text that presents a family conflict revolving round the question of whether the children should be allowed to have a pet or not" (Gerngross & Puchta, 1984, p. 92). He continues to say that the communicative approach "puts great emphasis on listening, which implies an active will to try to understand others. [This is] one of the hardest tasks to achieve because the children are used to listening to the teacher but not to their peers. There are no quick, set recipes. That the teacher be a patient listener is the basic requirement" (p.98).

The observation by Gerngross on the role of the teacher as one of listener rather than speaker brings up several points to be discussed in the next portion of this digest.

 

How do the roles of the teacher and student change in communicative language teaching

Teachers in communicative classrooms will find themselves talking less and listening moreËbecoming active facilitators of their students' learning (Larsen-Freeman, 1986). The teacher sets up the exercise, but because the students' performance is the goal, the teacher must step back and observe, sometimes acting as referee or monitor. A classroom during a communicative activity is far from quiet, however. The students do most of the speaking, and frequently the scene of a classroom during a communicative exercise is active, with students leaving their seats to complete a task. Because of the increased responsibility to participate, students may find they gain confidence in using the target language in general. Students are more responsible managers of their own learning (Larsen-Freeman, 1986).

 

?Where can I learn more about communicative teaching

All of the following documents on communicative language teaching are in the ERIC database. They can be read on microfiche at any library housing an ERIC collection or purchased in microfiche or paper copy from the ERIC Document Reproduction Service (EDRS), 7420 Fullerton Road, Suite 110, Springfield, VA 22153-2852 (1-800-443-3742).

Ben-Barka, A. C. [1982]. In search of a language teaching framework: An adaptation of a communicative approach to functional practice. (EDRS No. ED239507, 26 pages)

Das, B. K. (Ed.) (1984). Communicative language teaching. Selected papers from the RELC seminar (Singapore). Anthology Series 14. (EDRS No. ED266661, 234 pages)

Littlewood, W. T. (1983). Communicative approach to language teaching methodology (CLCS Occasional Paper No. 7). Dublin: Dublin University Trinity College, Centre for Language and Communication Studies. (EDRS No. ED235690, 23 pages)

Pattison, P. (1987). The communicative approach and classroom realities. (EDRS No. ED288407, 17 pages)

Riley, P. (1982). Topics in communicative methodology: Including a preliminary and selective bibliography on the communicative approach. (EDRS No. ED231213, 31 pages)

Savignon, S. J., & Berns, M. S. (Eds.). (1983). Communicative language teaching: Where are we going? Studies in Language Learning, 4(2). (EDRS No. ED278226, 210 pages)

Sheils, J. (1986). Implications of the communicative approach for the role of the teacher.(EDRS No. ED268831, 7 pages)

Swain, M., & Canale, M. (1982). The role of grammar in a communicative approach to second language teaching and testing. (EDRS No. ED221026, 8 pages) (not available separately; available from EDRS as part of ED221023, 138 pages)

Willems, G., & Riley, P. (Eds.). (1984). Communicative foreign language teaching and the training of foreign language teachers. (EDRS No. ED273102, 219 pages)

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 13  توسط اسماعیل سلیمی  | 

دانلود کتاب جدید زبان انگلیسی اول متوسطه دوره اول (اول راهنمایی)

     لطفا روی تصویر کلیک کنید و متن کل کتاب را به صورت pdf دریافت کنید.        

                        


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 12  توسط اسماعیل سلیمی  | 

نمونه سوال امتحانی از درس 9 زبان انگلیسی دوم راهنمایی (همراه با پاسخ)

دوستان خوبم اگر در این آزمون بتوانید بیشتر از ۱۷ بگیرید درس ۹ را خوب یاد گرفته اید.  پیشنهاد می کنم ابتدا پاسخها را جایی یادداشت کنید. سپس به ادامه مطلب بروید و پاسخهای خود را با پاسخهای صحیح مقایسه کنید و به خودتان نمره دهید. (موفق باشید.)

A: Change these sentences.

1. Ali goes to school every day. (now)

 2. We listen to the teacher every evening. (now)

3. Ali and Reza eat lunch at 12. (now)

4. His class begins at 8 o'clock. (my class)

B. Answer these questions.

5. Are you making breakfast? Yes

6. Are you playing football? Yes

7. Am I washing the dishes? No

8. Are the children watching TV? Yes

9. Are Ali and Amir doing their homework? No

10. Do you come to school at 7: 30? Yes

11. What's your mother doing? (make lunch)

12. What's your father doing? (read a newspaper)

13. What is your brother doing? ( put on his clothes)

14. Where are you going? (home)

15. Where do you go? (home)

C. Choose the correct answer.

16) Please ………………………….  your hands.(is washing – wash- washes)

17) He …………………….  tea now. (drink – drinks – is drinking)

18) Mary …………  her room every Friday.(cleaning – is cleaning – cleans)

19) We don't …………………  to school on Fridays. (to go – are going – go)

20) You and I ………  our books now.( studying – are studying – study)

Good luck. (Salimi)

Knowledge is power.

پاسخها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392ساعت 12  توسط اسماعیل سلیمی  | 

لینکلن، فیلمی که باید آن را با دقت دید.

این روزها فرصتی شد تا فیلم «لینکلن» را ببینم. فیلمی زیبا و فوق العاده. به نظر من به عنوان یک بیینده عادی این فیلم اصلا قابل قیاس با آرگو نیست. آرگو یک فیلم ناسیونالیستی امریکایی است اما لینکلن فیلمی با آرمانهای زیبای بشری و فارغ از ملیت است. دیالوگهای فیلم بسیار زیبا و اصلا پر شکوه هستند. (اگر این فیلمهای اکشن بی محتوا به ذهن بیننده اجازه بدهند که او لختی به تاریخ و انسان و آرمانهای او بیندیشد.) این را برای این می­گویم که شک دارم حتی بسیاری از باسوادان ما بتوانند با این نوع فیلمها کنار بیایند و روی شخصیتها و دیالوگها به اصطلاح زوم کنند. اما اگر شخص، خود را از سینمای دم دستی فیلم فارسی و طنز و لودگی و عاشقانه های بی محتوا برهاند و بخواهد فیلم تماشا کند «لینکلن» یک فیلم واقعی است.

این موضوع که انسانها فارغ از رنگ و نژاد و مذهب، مساوی هستند امروزه بدیهی به نظر می­رسد. (بگذریم از اینکه برای بعضی­ها هنوز هم بدیهی نیست!) اما در 150 سال پیش برای انسانهای آن زمان پذیرفتن این موضوع برای اکثریت افراد، غیر قابل تصور و بسیار سخت بود و کسانی که اولین بار این موضوع را مطرح کردند انسانهای بزرگی بودند که از زمانه خودشان سالها جلوتر بودند. «لینکلن» این کار را با رنج و مرارت بسیار پیش برد و عاقبت جانش را هم در این راه از دست داد اما نامش در تاریخ با نیکی به یادگار ماند و نه تنها امریکا بلکه کل جهان را تغییر داد.

«استیونس» از آن نمایندگانی است که حتی از خود «لینکلن» هم در این راه پیشروتر است و نه تنها آزادی بردگان بلکه به مساوی بودن آنها در خلقت و به حق رای آنها هم معتقد است و «لینکلن» و همفکرانش به زحمت می­توانند او را کنترل کنند تا در مجلس روی این مسئله پافشاری نکند و هم او است که بعد از تصویب مصوبه، آن را به خانه می­برد و برای پیشخدمت سیاهش که ظاهرا زنش هم هست می­خواند. شخصیت «استیونس» واقعا فوق العاده است. به پیشخدمتش می­گوید: « یک هدیه برایت آوردم. بزرگترین کار بشر در قرن 19 که با فساد و تباهی تصویب شد اما با کمک پاکترین مرد امریکا» او به زحمت توانست در مجلس، خودش را کنترل کند و پاسخ صریحی به اینکه سیاهان با سفیدها برابر هستند ندهد چرا که اگر به این سوال پاسخی که به آن معتقد بود را می­داد بهانه­ای به دست مخالفان می­داد تا دیگران را مجاب کنند که به اصلاحیه قانون اساسی مبنی بر لغو برده داری رای منفی دهند. او پاسخی زیرکانه می­دهد: «من تساوی در همه چیز را نمی پسندم اما در برابر قانون همه یکسانند.»

«لینکلن» می دانست که کار بزرگی را دارد به سامان می­رساند در جایی می­گوید: آزاد سازی بردگان سرنوشت همه نسلها را تعیین می­کند نه تنها میلیونها برده ای که اکنون وجود دارند بلکه میلیونها انسانی که بعدا متولد خواهند شد.

بعد از پایان جنگ به فرمانده ارتش می گوید مایل نیست کسی اعدام شود حتی رهبران شورش هم اگر فرار کنند او ناراحت نخواهد شد. همان کاری که نلسون ماندلای بزرگ در افریقای جنوبی انجام داد و بعد از 27 سال تحمل زندان آپارتایدها وقتی به قدرت رسید اجازه انتقام و خشونت نداد و نام نیک از خود به یادگار گذاشت و کشورش را هم از قتل و ناامنی نجات داد.

«لینکلن» انسان بزرگی است و خلاصه کردن افکار او در یک فیلم کار بزرگی است که «اسپیلبرگ» با هنرمندی خاص خودش توانسته آن را به خوبی انجام دهد. «لینکلن» این کار را در زمانه­ای انجام داد که اکثریت مردم آن را کار نادرستی می­دانستند و شاید بعد از 100 سال دیگر هم نسلهای بعدی وجود برده را امری طبیعی می دانستند و لغو آن را بر خلاف قوانین خلقت و حتی کفرآمیز می­دانستند. همچنانکه سالهای سال طول کشید تا نسل بشر توانست بپذیرد که زنان هم عضو جامعه بشری هستند و می­توانند درس بخوانند و رای بدهند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 23  توسط اسماعیل سلیمی  | 

نمونه سوال زبان انگلیسی دوم راهنمایی درس 7 (همراه با پاسخ)

a. Answer these questions.

1. Does Mohsen play football every day? Yes

2. Does Ali play football every day? No

3. Does your friend do his homework? No

4. Do you go to school every day? Yes

b.  Answer these questions.

5. What do you eat every day? (an apple)

6. What time do you get up every morning? (at 6)

7. What does she teach in the class? (English)

8. How do you come to school? (by bus)

c. Make questions.

9. …………………………………………………? Ali washes his shoes.

10. ……………………………………………….? Yes, they come to school at 7 o'clock.

d. Make sentences.

11. Walks/the teacher/in / every morning/ the park/ .

12. The boys/ in/ every day/ do/ your/ play/ Ping-Pong/ house/ ?

E. Choose the correct answer.

13. Mr Amini teaches Per _ _ an.   a) se           b) si      c) ce      d) ci

14. We go …….school …….taxi.       a) by - to      b) at - by   

  c) by - on   d) to – by

15. They live …….urmieh.    a) on      b) in           c) at            d) to

16. We don't see Mahdi ……………….  Wednesdays.    a) in      b)on   

       c)at       d)to

.17. Mina walks …….school every day.       a) on      b) in           c) at            d) to

18. Our ……..eats her lunch at 12:30. a) sisters    b) father 

  c) mother  d) brother

19. Does she ……….the rooms every day? a) clean    b) cleans   c) to clean         

20. ……………   works in the library.    a) The girls      b) My friend  

    c) Ahmad and Ali          d) You

21. Whose car ……….you see in the street? Mrs Rahimi's.  a) is      b) do 

c) are          d) does

22. The ………….clean the house on Fridays.   a) Zahra and Maryam   b) boys 

   c) student          d) girl

23. Does your sister ………….her room every day?        a) clean   b) study  

        c) come          d) write

24. My sister does not …… her work.   A. does        b. do     c. is     e. are

25. Does Ali ……… his lunch?    A. has     b. have    c. to have      e. is

26. The farmer ………….  here today.      A. isn't      b. doesn't      d. don't

27. They …………in the park today.     a) don’t           b) doesn’t  

         c) aren’t           d) haven’t

28. Do you …………the radio every afternoon   ? a) listen to     b) listens to  

c) listen       d) listens

 

Education is the most powerful weapon we can use to change the world.

(Nelso Mondela)

پاسخها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 20  توسط اسماعیل سلیمی  | 

مطالب قدیمی‌تر